مرتضى راوندى
76
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اجراى اين مراسم در مورد كليهء افراد طبقات ممتاز معمول گرديد تا بتوانند جملگى به مقام خدايى نايل گردند . مصريان قديم مىگفتند كه پس از مرگ : مرده بهطرف قلمرو زيرزمينى به راه مىافتد و به جايى مىرسد كه كشتى در انتظار اوست . در مدت مسافرت مبهم و تاريك به زندگى گذشتهء خود انديشه و فكر مىكند . بعدا وارد اتاق عدالت مىشود . « ازيريس » « 138 » روى تخت نشسته و اطراف او 42 خداى ايالت محكمهء مهيبى را تشكيل مىدهند و نزديك ترازوى ابديت خداى شغال ، خداى هوش و رب النوع حق قرار گرفته و يك حيوان مهيب دورگه كه از اختلاط شير و كرگدن آبى به وجود آمده ، با دهان باز در آنجا نشسته . مرده اوراد مشهور زير را ادا مىكند : « من بد نكردهام ، من هديهها را نثار كردهام ، من كسى را گريان نكردهام ، من پليد و ناپاك نبودهام ، من آتش را خاموش نكردهام ، من پاك هستم ، من پاك هستم ، من پاك هستم . » در اين موقع مرده را در يك كفهء ترازو و پر شترمرغ را در كفهء ديگر مىگذارند و خداى شغال و هوش تصميم محكمه را اعلام مىكنند . در مصر ابتدا هرشهر خداوندى مخصوص به خود داشت ولى بعدها آن خداوندان معبود عموم اهالى مصر گرديدند و معروفترين آنها كه قبول عامه پيدا كرده بود ، ازيريس و ايزيس بودند . علاوهبراين بعضى حيوانات نيز مورد پرستش و احترام مصريها بودند چنان كه براى گاو آپيس كه داراى نشانيها و علايم مخصوص بود ، احترام و ارزش زيادى قائل بودند . مصريها در هريك از معابد خود يكى از حيوانات مقدس را زنده نگه مىداشتند و او را به عنوان خدا مىپرستيدند . يكى از كشيشان عيسوى در اسكندريه اين رسم را مورد استهزاء قرار مىدهد و مىنويسد : « چون شخصى داخل معبدى شود يك نفر كاهن با كمال وقار نزديك او مىآيد و سرودى مىخواند و پرده را بلند مىكند تا خداوند را نشان دهد . در اينحال شخص تازهوارد يك گربه يا يك نهنگ يا مار يا حيوان
--> ( 138 ) . Osiris